سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
49
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
اطمينان ندارم كه اندكى بعد با صدهزار شمشير زن از شيعيان و دوستانش به جان من نيفتد . اين برداشت هارون است و به نظر من هارون درست هم فهميده بود . بعضى خيال مىكنند كه اين برداشت ناشى از سعايتها بوده است ، ولى اين حقيقت قضيه بود . آن زمانى كه موسى بن جعفر عليه السّلام با هارون مبارزه مىكرد واقعا اگر پولى در دستگاه خود داشت خيلى كسان بودند كه آماده بودند در كنار موسى بن جعفر شمشير بزنند و نمونههايش را در مورد غير ائمه عليهم السّلام ، يعنى امامزادگان ، ديدهايم و ائمه يقينا بيشتر مىتوانستند مردم را دور خود جمع كنند . بنابراين ، دوران موسى بن جعفر عليه السّلام دوران اوج است كه بعدها به زندانى شدن آن حضرت منتهى مىشود . دوران امام رضا عليه السّلام هنگامى كه نوبت به امام هشتم عليه السّلام مىرسد ، باز دوران ، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده شده و امكانات بسيار زياد است كه منتهى مىشود به مسئلهء ولايتعهدى . البته در دوران هارون ، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگى مىكردند ؛ يعنى كوشش و تلاش را داشتند ، حركت را داشتند ، تماس را داشتند ، منتها با پوشش كامل . آدم مىتواند بفهمد - مثلا - دعبل خزاعى كه دربارهء امام هشتم در دوران ولايتعهدى آنطور حرف مىزند ، دفعتا از زير سنگ بيرون نيامده بود . جامعهاى كه دعبل خزاعى مىپرورد يا ابراهيم بن عباس را ، كه جزو مداحان على بن موسى الرضاست ، يا ديگران و ديگران را ، اين جامعه بايستى در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه داشته باشد . چنين نيست كه دفعتا و بدون سابقهء قبلى در مدينه و در خراسان و در رى و در مناطق گوناگون ولايتعهدى على بن موسى الرضا عليه السّلام را جشن بگيرند ، اما قبلا چنين سابقهاى نداشته باشد . آنچه در دوران على بن موسى الرضا ، يعنى ولايتعهدى ، پيش آمد ( كه حادثهء بسيار مهمى است و بنده سال گذشته در پيام ، به زمينهها و علل آن اشاره كردم ) نشاندهندهء اين است كه وضع علاقهء مردم و جوشش محبتهاى آنان نسبت به اهل